تبلیغات
سرگرمی
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست ؟





آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما

Image and video hosting by TinyPic


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
>
چهارشنبه 13 تیر 1386

                                     آن روز ها

از این به بعد با عضو شدن در وبلاگ می توانید خاطرات جالب خود را در قسمت ان روز ها با نام خودتان ثبت کنید

هم اکنون

 من این بخش را افتتاح می کنم

به کلاس زبان رفته بودم که معلم ما و معلم کلاس روبرویی هنوز نیامده بودند درب کلاس روبه رو قفل بود وشاگردانش بیرون در راهرو منتظر بودند وبه قول معروف هی ورمیزدند و بلند بلند می خندیدند. ما هم که حسابی عصبانی شده بودیم درب کلاس را بستیم بچه های کلاس رو به رو هم که آزار و اذیتشان گل کرده بود هی درب کلاس ما را بازمی کردند و برای خودشان می خندیدند. ما هم یک صندلی گذاشتیم جلوی درب کلاس چند دقیقه راحت بودیم تا دیدیم که یک نفرسعی دارد درب کلاس را باز کند ناگهان خون یکی از بچه های کلاس که بزرگتر و هیکلی تر از همه بود به جوش امد و داد زد : کرمته گمشو دیگه . ولی بعد که دید طرف باز هم دارد درب کلاس را هل میدهد و سعی در باز کردن درب دارد حالتش از(-: به )-: تبدیل شد و ما هم وقتی صندلی را از پشت درب برداشتیم چشمتان روز بد نبیند دیدیم معلممان پشت درب بوده و جناب قلدر خان آن حرف ها را به معلم زده بود. و آن روز ما کلی خندیدیم1. همیشه اول بدانیم چه کسی پشت درب است بعد فحش دهیم

نتیجه ی اخلاقی :

2.هیچ وقت صندلی را پشت درب نگذاریم

3.تا پایان سوخت گیری کارت هوشمند خود را بر نداریم

نوشته شده توسط کسری ساعت 11:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ آن روز ها ,

ویرایش شده در چهارشنبه 13 تیر 1386 و ساعت 11:07 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari